و اینچنین شدکه...
ارسال شده در
88/8/8:: 2:54 عصر
توسط حسن باباپور
اول اول اول:
دیگه برام مهم نیست...من کار خودم رو میکنم!
ولی خداییش آدم حرصش می گیره که همشهری خودش بهش بگه : دیگه دزفولی حرف نزن...حالم داره به هم میخوره!
این که دیگه جای اعتراض داره ...یا نه؟ بازم من مقصرم؟یا من اشتباه میکنم؟
اینم بگم که یه بار دیگه احدالناسی به دزفولی حرف زدن من گیر بیخود بده ،(مثه همون همشهری بی رگ!)قلم پاش رو چنون خورد میکنم که نتونه راه بره(مث همون همشهری بی رگ)!!!!!!!!!1
پ.ن:از این به بعد یگه راجع به این موضوع نخواهم نوشت!
کلمات کلیدی :
» نظر